الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

546

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

سلاطين و يكى براى سرزنش كردن ، و اين نوع است كه در قرآن از آن نهى شده است . « وَلَا تَنَابَزُوا بِالْالْقَابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْايمَانِ » : « لقب‌هاى زشت بر يكديگر مگذاريد ، چقدر بَد است فردى بعد از ايمان آوردن ، اسم فاسق و كافر بر او نهاده شود » . « 1 » اين قسميى از آيه يازده سوره حجرات است ، در آن آيه مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، گروهى ( از مردان ) گروه ديگر را مسخره نكند ، شايد آن گروه بهتر از اين گروهى باشد كه مسخره مىكند و نه زنانى از زنان ديگر ، شايد آنها بهترا ز اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيبجوئى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند ياد نكنيد ، بسيار بد است كه بر كسى بعد از ايمان نام كفر بگذاريد و آنها كه توبه نكنند ستمگر و ظالمند » . « 2 » در مورد شأن نزول اين آيه مفسران مختلف گفته‌اند : از جمله اين كه : عبارت « لا يَسْخَر قومٌ مِنْ قوم » : « گروهى از مردان گروه ديگر را مسخره نكنند » ، درباره « ثابت بن قيس » ( خطيب پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ) نازل شده است كه گوشهاى سنگينى داشت و هنگامى كه وارد مسجد مىشد كنار دست پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) براى او جائى باز مىكردند ، تا سخن حضرت را بشنود ، روزى وارد مسجد شد ، در حالى كه مردم از نماز فراغت پيدا كرده و هنوز جاى خود نشسته بودند ، او جمعيت را مىشكافت و مىگفت : جا بدهيد ! تا به يكى از مسلمانان رسيد و او گفت همين جا بنشين ! او پشت سرش نشست ، امّا خشمگين شد ، هنگامى كه هوا روشن گشت « ثابت » به آن مرد گفت : كيستى ؟ او نام خود را برد و گفت فلان كس هستم ، « ثابت » گفت : فرزند فلان زن ؟ ! و در اينجا نام مادرش را با لقب زشتى كه در جاهليت مىبردند ياد كرد ، آن مرد شرمگين شد و سر خود را به زير انداخت ، آيه نازل شد و مسلمانان را از اين گونه

--> ( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 11 . ( 2 ) . سوره حجرات ، آيه 11 . .